الشيخ فاضل اللنكراني

20

اصول فقه شيعه (فارسى)

حال متعلّق موصوف است و جنبهء تسامح و تجوّز دارد نه اينكه مربوط به خود موصوف باشد . « 1 » البته اين بحث ثمرهء عملى ندارد ولى از نظر علمى قابل بررسى است . بررسى كلام مرحوم آخوند : براى بررسى كلام ايشان مطلبى را مطرح مىكنيم كه تفصيل آن در بحث « قضايايى كه مفهوم دارند يا ندارند » مطرح خواهد شد . آن مطلب اين است كه : قائلين به وجود مفهوم براى بعضى از قضايا - مثل جملهء شرطيه - در طريق استفادهء مفهوم ، اختلاف كرده‌اند : « 2 » قدماء مىگويند : دليل بر اينكه جملهء « إن جاءك زيد فأكرمه » داراى مفهوم است اين است كه مولاى آمر كه در مقام انشاء حكم و جعل وظيفه براى مكلّف بوده و از طرفى هم عاقل ، متوجّه و مختار بوده ، مىتوانسته به‌طور مستقيم اكرام زيد را واجب كند و آن را معلّق بر مجىء او ننمايد . ولى وقتى مىبينيم حكم خود را معلّق بر مجىء زيد كرده ، عقل استفاده مىكند كه بين مجىء زيد و وجوب اكرام ، ارتباطى وجود دارد و مجىء زيد ، دخالتى در ثبوت اين حكم دارد ، به‌گونه‌اى كه اگر مجىء زيد نباشد ، حكم وجوب اكرام هم تحقّق ندارد . اگر مجىء زيد دخالتى در حكم نداشت ، چرا مولا آن را ذكر كرده است ؟ در حالى كه فرض اين است كه مولا عاقل ، متوجه و مختار بوده است . متأخرين « 3 » از راه ديگر وارد شده‌اند و آن از راه عليّت منحصره است . بعضى از آنان مىگويند : « ادات شرط براى دلالت بر عليّت منحصره وضع شده‌اند » يعنى به جاى « إن جاءك زيد فأكرمه » مىتوان گفت : « العلّة المنحصرة لوجوب إكرام زيد مجيئه » .

--> ( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 301 ( 2 ) - البته ما فعلًا كارى به صحّت و سقم نظريات آنان نداريم . ( 3 ) - مثل مرحوم آخوند و جمعى ديگر .